خورشاه بن قباد الحسينى

105

تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )

دولتخانهء پادشاه كامكار بود نصب مىنمايند در آن حال غريو از تابعان و يكجهتان ذو الفقار برآمده از غايت حيرت و اضطرار هر كس به طرفى فرار نمودند و على بيك كيفيّت واقعه را معروض درگاه شاهى نموده ، چوهه سلطان به موجب فرمان با جمعى از امرا و اركان دولت سوار شده به درون حصار بغداد شدند تابعان و هواخواهان ذو الفقار كه در شهر و بازار ظاهر و مخفى بودند مجموع را به تيغ سياست از هم گذرانيدند . شعر بكشتند گردان كشورستان * به تيغ سياست بسى تركمان شد از خون دشمن زمين لعل‌فام * نهنگان ازين‌سان « 1 » كشند انتقام چون شهر و حصار بغداد از وجود مفسدان بىباك فتّاك پاك و صافى گشت ، ايالت بغداد را به محمد خان شرف الدين اغلى كه از طايفهء تكلو بود تفويض نمودند و على بيك ذو الفقاركش ، منظور نظر عاطفت و احسان گشته رتبهء امارات يافت و به خطاب على سلطانى موسوم شد و چون خاطر اشرف اعلى از شهر بغداد و مملكت عراق عرب جمع گشت ، رايات نصرت‌نشان به طرف عراق عجم روان شدند . بعد از وصول به آن ديار چند روزى ما بين قزوين و ابهر در موضع قروه و پارساين نزول اجلال فرمود و چون يك ماهى از فصل خريف بگذشت و هنگام ظهور سرما و دستبرد لشكر شتا نزديك رسيد موكب همايون به عزم قشلاق متوجّه باب الجنهء قزوين گرديد . ذكر توجّه رايات نصرت‌نشان نوبت ثانى به صوب خراسان در زمانى كه حضرت شاه خلافت پناه متوجّه بغداد شد و خبر مخالفت ذو الفقار در بخارا « 2 » به سمع عبيد خان رسيد ، تصوّر نمود كه اين فتنه امتدادى خواهد يافت و توجّه رايات نصرت آيات به صوب خراسان ديگر صورت نخواهد بست . بنا بر انديشهء باطل و خيال محال ، جمعى از ازبكان بى سروپا را از اطراف و اكناف [ 80 ]

--> ( 1 ) . ت : از ايشان . ( 2 ) . ت : « در بخارا » ندارد .